بررسی راهبرد ژئواکونومیک چین در خاورمیانه و جایگاه ایران در آن
کد مقاله : 1032-IRANCHINA (R2)
نویسندگان
مجید محمدشریفی *1، یونس بهروزیان2
1گروه روابط بین‌الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل دانشگاه خوارزمی
چکیده مقاله
مسئله پژوهش
سیاست خاورمیانه‌ای چین همواره مبتنی بر عدم ورود به منازعات منطقه‌ای و حفظ موازنه‌ی شراکت با کشورهای منطقه (که در قالب راهبرد هجینگ تجلی یافت)، و عدم تقابل مستقیم با ایالات متحده در این منطقه بوده است. با روی کار آمدن شی جین‌پینگ در سال ۲۰۱۳، چین با حفظ این دو اصل، با تنظیم رویکردی اقتصاد محور، حضور خود در خاورمیانه را تعمیق کرد و همکاری‌های اقتصادی خود با کشورهای منطقه را در حوزه‌های مختلف گسترش داد تا به یک بازیگر مهم در خاورمیانه، نه به واسطه‌ی ابزار نظامی، بلکه با ارائه‌ی فرصت‌های همکاری‌های اقتصادی سودآور تبدیل شد. ایران دارای اهمیت ویژه در سیاست خاورمیانه‌ای چین است. موقعیت جغرافیایی ایران، وجود منابع عظیم انرژی، مشارکت در نظم نهادی چینی نظیر بریکس و سازمان همکاری‌های شانگهای، همکاری در ابتکاراتی نظیر پروژه‌ی کمربند و راه، تنها چند مورد از علل اهمیت ایران در سیاست خاورمیانه‌ای چین می‌باشند. با وجود آنکه منافع اقتصادی، بنیان اصلی سیاست خاورمیانه‌ای چین را تشکیل می‌دهد، در ادبیات پژوهشی به جایگاه ایران در منطق ژئواکونومیک راهبرد منطقه‌ای چین کمتر توجه شده است.
پرسش و فرضیه پژوهش
پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که ایران چه جایگاهی در راهبرد ژئواکونومیک چین در خاورمیانه دارد و چه عواملی این جایگاه را شکل داده یا محدود ساخته‌اند؟ در فرضیه‌ی این پژوهش مطرح شده است که علی‌رغم وجود ظرفیت‌های بالقوه‌ی بسیار گسترده و حائز اهمیت در ایران برای راهبرد ژئواکونومیک چین در خاورمیانه، تداوم تحریم‌های بین‌المللی، نااطمینانی‌های ناشی از تنش‌های منطقه‌ای، برخی محدودیت‌های داخلی در ایران و رقابت سایر بازیگران خاورمیانه، بالفعل شدن این ظرفیت‌ها را با محدودیت مواجه ساخته‌اند.
چارچوب نظری
پژوهش حاضر با اتکا به چارچوب مفهومی ژئواکونومی، جایگاه ایران را در منطق راهبرد ژئواکونومیک چین در خاورمیانه مورد واکاوی قرار می‌دهد. در چارچوب مفهومی ژئواکونومی بر نقش ابزارها و ظرفیت‌های اقتصادی در تحقق اهداف و منافع راهبردی دولت‌ها تأکید می‌شود.
روش پژوهش
پژوهش حاضر به روش تفسیری و رویکرد توصیفی ـ تحلیلی، داده‌های گردآوری‌شده از منابع کتابخانه‌ای، اسنادی و گزارش‌های معتبر را تحلیل می‌کند.
یافته‌های اولیه
یافته‌های اولیه نشان می‌دهد که راهبرد چین در خاورمیانه همچنان بر تنوع‌بخشی به شرکای منطقه‌ای و پرهیز از ائتلاف یا اتحادسازی با یک بازیگر یا بلوک بازیگران، علی‌رغم گسترش نفوذ و نقش خود در منطقه با حداقل هزینه‌ی ممکن استوار بوده و در این چارچوب، اگرچه ایران از اهمیت راهبردی برخوردار است، اما سهم آن از حضور اقتصادی چین در منطقه متناسب با ظرفیت‌های بالقوه‌اش نبوده است.
نوآوری و ارزش افزوده پژوهش
نوآوری پژوهش حاضر در آن است که به جای تحلیل روابط ایران و چین در قالب متعارف روابط دوجانبه، سیاست خارجی یا همکاری‌های انرژی، جایگاه ایران را در منطق راهبرد ژئواکونومیک چین در خاورمیانه مورد واکاوی قرار می‌دهد. از این منظر، ایران نه به‌عنوان موضوع اصلی روابط دوجانبه، بلکه به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های راهبرد منطقه‌ای چین تحلیل می‌شود. بدین‌ترتیب، پژوهش با به‌کارگیری چارچوب ژئواکونومی، ضمن پر کردن یکی از خلأهای موجود در ادبیات پژوهشی این حوزه، تبیین متفاوتی از جایگاه ایران در محاسبات راهبردی چین ارائه کرده و پیشنهادهایی برای ارتقای این جایگاه عرضه می‌کند.
کلیدواژه ها
روابط ایران-چین، ژئواکونومی، خاورمیانه، شراکت راهبردی، امنیت انرژی، استراتژی هجینگ
وضعیت: چکیده برای ارائه شفاهی پذیرفته شده است