| ایران در معماری ژئواکونومیک چین: گره راهبردی یا مسیر قابل جایگزین؟ تحلیل سناریوهای انرژی و کریدورهای ترانزیتی تا افق ۲۰۳۵ |
| کد مقاله : 1051-IRANCHINA (R2) |
| نویسندگان |
|
سید کامران یگانگی * گروه مهندسی صنایع ، واحد زنجان ؛ دانشگاه آزاد اسلامی ، زنجان ، ایران |
| چکیده مقاله |
| محور همایش: انرژی و پیوندهای ژئوپلیتیکی میان ایران و چین مسئله پژوهش: در بخش مهمی از ادبیات روابط ایران و چین، موقعیت جغرافیایی ایران، منابع انرژی و قرارگرفتن آن در محل اتصال خلیج فارس، آسیای مرکزی، قفقاز و شبکههای اوراسیایی بهعنوان مزیتهایی راهبردی برای گسترش همکاری با چین تلقی شدهاند. بااینحال، برخورداری از ظرفیت ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیک الزاماً به معنای برخورداری از جایگاهی غیرقابلجایگزین در محاسبات راهبردی چین نیست. تنوعبخشی پکن به منابع انرژی، گسترش مسیرهای بدیل اتصال در آسیای مرکزی و جنوب آسیا، رقابت کریدورهای منطقهای، محدودیتهای ناشی از تحریم و تحول ساختار تقاضای انرژی چین میتوانند ارزش نسبی موقعیت ایران را تغییر دهند. خلأ پژوهشی اصلی، فقدان تحلیلی آیندهنگر است که بهجای تمرکز صرف بر «ظرفیت ژئواکونومیک ایران»، شرایط تبدیل این ظرفیت به «مرکزیت راهبردی» و نیز عوامل افزایشدهنده جایگزینپذیری ایران را بهصورت همزمان بررسی کند. پرسش و فرضیه پژوهش: پرسش اصلی آن است که ایران تا افق ۲۰۳۵ تحت چه شرایطی میتواند به گرهی راهبردی در معماری ژئواکونومیک چین تبدیل شود و تحت چه شرایطی با افزایش جایگزینپذیری در حوزه انرژی و کریدورهای ترانزیتی مواجه خواهد شد؟ فرضیه پژوهش بر این مبناست که جایگاه راهبردی ایران نه صرفاً تابع منابع انرژی و موقعیت جغرافیایی، بلکه حاصل برهمکنش پنج متغیر اصلی است: میزان اتصال به شبکههای کریدوری، قابلیت اطمینان و امنیت مسیرها، ظرفیت زیرساختی، محدودیتهای تحریمی و مالی، و تحول الگوی تقاضا و تنوعبخشی انرژی چین. هرچه این متغیرها امکان ایجاد هزینه بالاتر برای جایگزینی ایران را فراهم کنند، احتمال تبدیل ظرفیت ژئواکونومیک کشور به مرکزیت راهبردی افزایش خواهد یافت. چارچوب نظری: پژوهش از رویکرد ژئواکونومی و مفهوم وابستگی متقابل راهبردی بهره میگیرد و «جایگزینپذیری ژئواکونومیک» را بهعنوان یک لنز تحلیلی برای سنجش میزان دشواری جایگزینی نقش یک کشور در شبکههای انرژی و اتصال به کار میبرد. این چارچوب با رویکرد آیندهپژوهی و تحلیل سناریو تلفیق میشود. روش پژوهش: پژوهش از روش کیفی آیندهپژوهانه استفاده میکند. دادهها از اسناد سیاستی ایران و چین، دادههای تجارت انرژی، گزارشهای مربوط به کریدورهای ترانزیتی، اسناد سازمانهای بینالمللی و ادبیات علمی گردآوری خواهد شد. با شناسایی پیشرانها و عدمقطعیتهای کلیدی، سناریوهای بدیل روابط انرژی و کریدوری ایران و چین تا افق ۲۰۳۵ ساخته و پیامد هر سناریو برای میزان مرکزیت یا جایگزینپذیری ایران تحلیل میشود. یافتههای اولیه: یافتههای اولیه نشان میدهد که ایران از مزیت همزمان انرژی و موقعیت ترانزیتی برخوردار است، اما این مزیت بهطور خودکار به مرکزیت راهبردی منجر نمیشود. تنوعبخشی چین به منابع انرژی و مسیرهای اتصال، وجود کریدورهای جایگزین و محدودیتهای نهادی میتواند هزینه جایگزینی ایران را کاهش دهد. در مقابل، اتصال مؤثر زیرساختهای انرژی و ترانزیت، افزایش قابلیت اطمینان مسیرهای عبوری و کاهش موانع نهادی میتواند هزینه جایگزینی ایران را افزایش داده و آن را از یک ظرفیت جغرافیایی بالقوه به گرهی با اهمیت ساختاری ارتقا دهد. نوآوری و ارزش افزوده پژوهش: نوآوری پژوهش در تغییر واحد تحلیل از «اهمیت ژئوپلیتیکی ایران» به «درجه جایگزینپذیری ژئواکونومیک ایران» و بررسی همزمان دو شبکه انرژی و کریدورهای ترانزیتی است. |
| کلیدواژه ها |
| ژئواکونومی؛ ایران و چین؛ دیپلماسی انرژی؛ کریدورهای ترانزیتی؛ جایگزینپذیری ژئواکونومیک؛ ابتکار پهنه و راه؛ سناریونویسی. |
| وضعیت: چکیده برای ارائه شفاهی پذیرفته شده است |