تهدید‌های خارجی یکسان، تدبیرهای دفاعی مشابه: تهاجمات کوچروان شمالی و ساخت دیوارهای دفاعی در امپراتوری‌های چین و ایران
کد مقاله : 1205-IRANCHINA (R2)
نویسندگان
حجت کاظمی *
عضو هیات علمی دانشگاه تهران
چکیده مقاله
در منابع تاریخ ایران از چند دیوار احداث شده در سرحدات شمالی شرقی و شمالی ایران سخن گفته شده که با عناوینی چون سد یأجوج‌ومأجوج، سد(دروازه) سکندر، مار سرخ، دیوار ذوالقرنین، سد انوشیروان و.... شناخته می‌شوند. کشف بقایای دیواری ۲۰۰ کیلومتری در گرگان (دیوار بزرگ گرگان) و دیواری در ناحیه قفقاز (استحکامات دربند) که هر دو مربوط به دوره ساسانی هستند، نشان‌دهنده ریشه تاریخی این روایت‌هاست. باتوجه‌به ساخت دیواری مشابه در چین باستان، مقاله حاضر در پی پاسخ به دو سوال است: دلایل روی‌آوری تمدن‌های چینی و ایرانی به ساخت این دیوارها چه بوده است؟ آیا این تمدن‌ها در این اقدام از یکدیگر الگوگیری کرده‌اند؟
فرضیه مقاله حاضر آن است که دیوار چینی و دیوارهای ایرانی تدابیر دفاعی مشابه برای مواجهه با تهدید ژئوپلیتیکی یکسان بوده‌اند، لذا علیرغم نبود شواهدی تاریخی دال بر الگوگیری، باتوجه‌به تعاملات گسترده تمدنی و روابط سیاسی دو کشور، تأثیرپذیری از یکدیگر در چنین اقدامی کاملاً قابل‌تصور است. تحقیق حاضر از نوع کیفی و برای گردآوری داده‌های لازم از اسناد تاریخی دست‌اول و متون دست‌دوم کتابخانه‌ای استفاده شده است. این شواهد با بهره‌گیری از مفاهیم نظری برگرفته از سنت جامعه‌شناسی تاریخی پردازش شده است.
یافته‌های مقاله نشان می‌دهد که تمدن‌های باستانی در ایران و چین به واسطه همسایگی با بیابان‌ها و استپ‌های شمال آسیا همواره با تهدید مهاجمان قبایلی مختلف برخاسته از این نواحی روبرو بودند. مهاجمان ایلی کوچک برای غارت و ائتلاف‌های ایلی بزرگ بر رهبری جنگاوران کاریزماتیک به‌منظور فتح سرزمین‌های متمدن به صورتی مداوم به چین و ایران هجوم می‌آوردند. فرآورده‌های فرهنگ چینی به تهدید برخاسته از نواحی شمالی اشارات زیادی دارند. دوگانه بنیادین «چین - بربر» یا «هوا - یی» در فرهنگ چینی در بخش مهمی از آن بر تفکیک با مردمان و مناطق شمالی به‌عنوان مردمان غیرمتمدن اشاره دارد. در تمدن ایرانی نیز از سروده‌های اوستایی تا متن شاهنامه و از اشعار شاعران سبک خراسانی تا سفرنامه‌های دوره قاجاری این تمایز و نگرانی دائمی ایرانیان از آن ناحیه و مردمان آن را بازتاب می‌دهند.
بخش مهمی از سیاست خارجی و دفاعی سلسله‌های مختلف چینی و ایرانی از عهد باستان تا آستانه عصر جدید معطوف به طراحی و اجرای تدابیری جهت مقابله با این تهدید بود. این راهبردها باتوجه‌به محدودیت‌ها و امکانات گونه دولت امپراتوری طراحی می‌شدند و در طیفی مابین تلاش برای تعامل و ادغام مهاجمان تا تقابل و مرزبندی با آنان در نوسان بوده است. سیاست مصالحه و جذب از طریق اقداماتی چون مذاکره، ترویج دینی و فرهنگی، پرداخت خراج و ازدواج‌های سیاسی و سیاست تقابل و مرزبندی از طریق سازوکارهایی چون ایجاد مناطق و دولت‌های حائل، اختلاف‌افکنی و حملات دفاعی دنبال می‌شدند. یکی از تدابیر تقابلی ساخت دیوار به‌عنوان حدفاصل و سد دفاعی در سرحدات به‌منظور مرزبندی و مقابله با مهاجمان بود. نسل‌های مختلف حاکمان چینی و امپراتوری ساسانی تلاش کردند تا از طریق دیوارهای دفاعی قابلیت دفاعی سرزمین‌های خود را در مقابل مهاجمان بیرونی افزایش دهند؛ لذا نتیجه نهایی مقاله آن است که با توجه مشابهت تهدید و تعامل همیشگی دو تمدن، یادگیری از یکدیگر در اتخاذ چنین تدبیری می‌تواند قابل‌تصور باشد.
کلیدواژه ها
امپراتوری‌ چین، امپراتوری ساسانی، قبایل مهاجم استپ‌نشین، مرزبندی دفاعی، دیوار دفاعی
وضعیت: چکیده برای ارائه شفاهی پذیرفته شده است